وقتی مسئولان درباره مطلبی مرتبا سخن می گویند نشانه آن است که آن موضوع از اهمیت خاصی برخوردار است. مطمئنا نخل داران بیچاره هیچگاه فکرش را هم نمی کردند که خرید محصول آنها به یک جَنگ خدمت تبدیل شود. ماجرا از این قرار است که از آبان ماه سال گذشته، مشخص شد سالی سیاه برای نخل داران خواهد بود. با شروع فصل سرد نه تنها قیمت خرما بالا نرفت بلکه مشتری هم برای آن پیدا نشد و با توجه به تکیه درآمدی مردم به این محصول، معنایش آن بود که هر کس خرمای بیشتری داشت بیچاره تر بود.

مسئولان دولتی هم که کمتر دیدار مردمی دارند و به میان مردم کمتر می آیند گوششان بدهکار این دادِ نخل داران نبود. زمستان که گذشت، زندگی خیلی ها با رنگ خرما سیاه شد؛ کسی می گفت هزینه به دریا ریختنش را هم نداریم؛ آن دیگری می پرسید سال خمسی ام رسیده اما پول برای پرداخت ندارم به جای سهمین خرما بر نمی دارند؟ اما کسی که این وسط شنوای حرف مردم بود و حامی خرید خرما، تنها سید مهدی موسوی نژاد نماینده بود، تا روزی که اعلام نمود دولت مجاب شده خرمای مردم را خریداری نماید و معلوم بود که در اثر پیگیری خودش بوده و از آن پس دیگر نرفت این طرف و آن طرف و اعلام کند " آی مردم من پیگیری کردم خرمایتان را بخرند، حواستان باشد" .

قضیه آن جا جالب است که در چند جلسه رسمی که بنده حضور داشتم و حاج آقای موسوی نژاد هم نبود، شوراها و دهیاران منطقه مرتبا از وی بخاطر خرید خرما تشکر می کردند و البته برای دلخور نشدن مسئولان اجرای با کاهش شدت تشکر، عنوان آنها را هم ذکر می کردند و این تشکرها آغازی بود بر یک جَنگ خدمت رسانی! خرید خرما؛

آقایان عزیز که با تکرار تشکرات مردمی، بخاطر پیگیری خرید خرما توسط نماینده دشتستان و نصب چندین بنر در منطقه سعدآباد، نمی خواستند قافیه را ببازند تا کسی هم تشکری از آنها کند، کار را بجایی رساندند که آقای ف بدون اینکه بگوید پیگیری از کجا و چگونه انجام شده است، گفت " البته بنده هم سهم کوچکی داشتم؛" !!! یاد کارهای بی ریا بخیر. اما این پایان کارزار نبود و وقتی تعداد بنرهای با عکس موسوی نژاد و متن تشکر، زیاد شد، در حاشیه نشست هم اندیشی توسعه سعدآباد یکی از نهادی بخش بنری 3*4 را برای تشکر از مقام اجرایی استان چاپ و نصب کرد، اما نه از طرف مردم بلکه از طرف خودش!!!!

کسی نیست به این برادران یکسال به دولت رسیده بگوید: "پدر بیامرزها تو نیکی می کن و در دجله انداز/ که ایزد دربیابانت دهد باز" شهید حاج حسین خرازی با یک دست، شبانه و مخفیانه دستشویی های خط مقدم را می شست و مدت ها رزمنده ها نمی دانستند چه کسی است و به کسی که او را دیده بود قسم داد تا من زنده ام چیزی نگو.

این آقایان عزیز باید سعی کنند خدمت های بزرگ و غیر مشترک با حاج آقای موسوی نژاد به مردم انجام دهند تا مردم هم اختصاصا از آنها تشکر کنند. اگر کسی فقط یک بچه داشته باشد هر جا برود فقط باید همین یکی را نشان دهد و هی بگوید "دورت گشتم بوآ" اما با انجام دهها خدمت دست این برادران تازه مدیر هم پر خواهد بود.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 شهریور 1393    | توسط:     | طبقه بندی: تذکر اصلاح،     | نظرات()